لیز میخورد دلم از پله های خیال
و می افتد در آغوش دلت
میدانم عاقبت...
سرفه های مکرر عشق
و عطسه های این رؤیا
تو را هم مریض میکند!
از: *ستاره

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۰ ساعت توسط ستاره
لیز میخورد دلم از پله های خیال
و می افتد در آغوش دلت
میدانم عاقبت...
سرفه های مکرر عشق
و عطسه های این رؤیا
تو را هم مریض میکند!
از: *ستاره

پر میشود کوچه از پژواک عطر تو
بی تاب میشوند ثانیه ها...
پنجره را میگشایم به مهر،
باران میگیرد ابر رؤیاها...
گیج میشود دلم از این همه زیبایی
و تو از آسمان چشمانم چکه میکنی!
نگاهم عاشقانه میدود تا پاییز چشمانت!
خیس میشوم از مهربانی تو
پل میزند دست هایم به آغوشت...
لبریز میشوم از هوای تو!
لبخند میزنی...
گرم میشود دلم از انعکاس خنده های شیرینت!
دوباره تنگ میشود دلم اما؛
تو رفته ای و چشمان عاشق من هنوز،
خیره مانده به قاب خیس این پنجره ها...!
از: *ستاره