و تو نیامدی و من...
سکوت برف ها را
با حال تب کرده ی عشق...
کنار رد پای خیالت
با بغض قدم زدم!
از: *ستاره
فانوس من، امید به روشنایی نگاهت بود
این بار اگر نیایی...
خاطره ها را بر دوش دلتنگی میگذارم و میگذرم از این خیال خالی و خسته!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط ستاره
هر شب بر چشمان بارانیم قدم بگذار...