آرام جانم !
بی تو...
در وسعت زرد تنهائی من
حتی درد هم نمی روید
بیا بدویم در دشت عطرآلود رؤیاها
پروانه ها به دنبال تو
بی قراری ها به دنبال من
و یک بغل خوشبختی به دنبال ما
بیا تا از پرواز دستهایت
بر فراز تنم
اقیانوس عشق را
در ساحل آغوش کشم
آن جا که فاصله ها...
در جغرافیای آغوشت منقرض میشوند
دنیا میمیرد از حسرت
و من در اشتیاق چیدن یک بوسه از لب های تو
به وقت لبخند گل های سرخ
هزار بار میمیرم برایت !
بیا بدویم تا عشــــق
جوری که بهارهم به گرد پایمان نرسد
آسمان ، شاعر عشق ما میشود
و ستاره ها شیطنت نگاهشان را
در چشم های من غزل میکنند
میدانم آخرت ، آخر خودش را به خواب میزندتا به دنیای من
بهشتی از جنس آغوش تو هدیه کند
هرشب در هیاهوی رؤیاها
شانه ات تمام مـــــرا
در تـــــو میتکاند
و من ، خالی از من
به زلال آینه ها...
دوباره تــــــو را سلام میکنم !
از: *ستاره

هر شب بر چشمان بارانیم قدم بگذار...