گفتم با همان عطری می آیی
که دوستش دارم ،
لبخندت !
و از آن دو چمدان سیاه ،
دست کم، چند نگاهِ روشن ،
سوغاتِ چشمان من است
آمدی...
آغوشت از دستانم گریخت
و سهم من از انتظار ...
مردی بود که " قلب " نداشت !
از:*ستاره

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر ۱۳۹۴ ساعت توسط ستاره
هر شب بر چشمان بارانیم قدم بگذار...