مقابل پنجره ات نرده کشیده ای تا عاشقانت دخیل ببندد!!
ومن بیمناکم از کلیدی که قفل احساست را بگشاید ودستی که پنجره ات را!!
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۶ ساعت توسط ستاره
هر شب بر چشمان بارانیم قدم بگذار...