به تو دل می بندم
  به تو جان می بازم

به تو ای آنکه رسیدی به من از شهر امید

به تو ای آنکه تنت چون گل یاس است سپید
به تو ای همسفر خلوت من
که تو را می نگرم هر شبه از قصر خیال
به تو دل می بندم
به تو جان می بازم
به تو ای مهتاب بهار
نگهت عاطفه خیزو لب تو عاطفه بار
هرنگاه تو چو خورشید بود گاه طلوع
ولبت چون گل شبنم زده در صبح بهار
میدمد از لب پر وسوسه ات بوسه ي عشق
 واز نگاهم چو ابر
می چکد برنگه سبز تو باران نیاز
ای دوچشمت همه سبز
ای نگاهت همه ناز
به تو دل می بندم
به تو جان می بازم