بمان
اگر تو نبودی به شوق که آغاز میدانستم؟
به کوی که پرواز میدانستم؟
تو را به بارش باران،
تو را به آبی دریا،
تو را به عمر شبنم بی تاب،
تو را به رویش نیلوفرانه در مهتاب،
بمان؛ بمان!
که اگر بمانی بهار خواهد ماند
بمان که اگر بمانی هزار خواهد ماند
بمان که اگر تو بمانی دوباره خواهم ماند
دوباره خواهم خواند
برای باور فردا، شبانه خواهم راند
بمان که من به شوق بودن با تو به آفتاب روشن فردا سلام خواهم کرد
بمان که اگر بمانی امید خواهد ماند
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم دی ۱۳۸۹ ساعت توسط ستاره
هر شب بر چشمان بارانیم قدم بگذار...